تبلیغات
ترنــــــــم ظهــــــــور - من برای شام میرم هیئت...
 
ترنــــــــم ظهــــــــور

بنده خدایی بود در هیأت شام می‌داد. اما یك عده هم سر كوچه می‌ایستادند. اهل نماز جماعت و روضه و اینها نبودند، فقط وقت شام می‌آمدند. این صاحبخانه یك روز گفت: شما خجالت نمی‌كشید. نه نماز جماعت می‌آیید. نه سخنرانی گوش می‌دهید، نه عزاداری می‌كنید، فقط سفره كه پهن می‌شود می‌آیید! خوب به اینها هم برخورد و گفتند: آقا سفره‌ات برای خودت! ما رفتیم. رفتند. شب امام حسین را خواب دید. گفت: اینها در طول سال كه در خانه‌ی تو نمی‌آیند. وقتی پرچم امام حسین است می‌آیند. اینها مهمان من هستند. در طول سال اینها در خانه‌ی تو را نمی‌زنند. حالا ولی چون پرچم یا حسین است داخل می‌آیند. اینها مهمان من هستند چرا اینها را بیرون كردی؟ اینها خیلی مهم است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:11 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your blog posts.
After all I'll be subscribing in your rss feed and I'm hoping
you write once more soon!
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 12:43 ق.ظ
Hi there, I believe your site may be having internet
browser compatibility problems. Whenever I look at your web site in Safari,
it looks fine but when opening in IE, it has some overlapping
issues. I merely wanted to give you a quick heads up!
Other than that, excellent site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی